تبليغاتX
رفتني‌ها مي‌روند... .

رفتني‌ها مي‌روند... .

من و تو می شود:ما

کسی که تو را بخاطر خودت دوستت دارد !


کسی که تو را فقط به خاطر خودت دوستت دارد... .


به دنبال کسی باش که تو را به خاطر زیبایی های وجودت زیبا خطاب کند نه به خاطر جذابیتهای ظاهریت

who calls you back when you hang up on him

کسی که دوباره با تو تماس بگیرد حتی وقتی تلفنهایش را قطع می کنی

who will stay awake just to watch you sleep
کسی که بیدار خواهد ماند تا سیمای تو را در هنگام خواب نظاره کند

who wants to show you off to world when you are in your sweats
کسی که مایل باشد حتی در زمانی که درساده ترین لباس هستی تورا به دنیا نشان دهد

who holds your hand in front of his friends
کسی که دست تو را در مقابل دوستانش در دست بگیرد

wait for the one who is constantly reminding you how much he cares about you and how lucky he is to have you
در انتظار کسی باش که بی وقفه به یاد توبیاورد که تا چه اندازه برایش مهم هستی و نگران توست و
چه قدر خوشبخت است که تو را در کنارش دارد

wait for the one who turns to his friends and says that’s her
در انتظار کسی باش که زمانی که تو را می بیند به دوستانش بگوید اون خودشه[همان کسی که می خواستم

if you open this you have to repost it ,so that you ‘ll be showered with only love for the rest of your life
در نیمه شب عشق واقعی در خانه قلبت را خواهد زد و اتفاق خوبی در بعد از ظهر برای تو خواهد افتاد.این اتفاق ممکن است هر جایی به وقوع بپیوندد پس برای بزرگترین شوک زندگیت آماده باش.

please don’t break this chain, let love shower on to us for all the time .
خواهش می کنم این زنجیره ارتباطی را قطع نکن . بگذارباران عشق ومحبت در تمام طول زندگی بر ما ببارد.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم دی 1389ساعت 10:43 بعد از ظهر  توسط نیما.ش/خ  | 

صدای شکستن قلبم...

براي اينکه صداي شکستن قلبم را نشنوند

 

بلند بلند ميخندم . . .

 

نمیدانم از فراق تو بنالم یا از غریبی خودم؟

نمیدانم تو را بخوانم که برگردی یا خودم را دعا کنم که بیایم؟

از این بسوزم که نیستی یا از آن بنالم که چرا هستم؟

هیچ میگویی اسیری داشتی حالش چه شد؟

خستهء من نیمه جانی داشت

احوالش چه شد؟

دلم تنگ است نمیدانم ز تنهایی پناه آرم کدامین سوی.

پریشان حالم و بی تاب میگریم و قلبم بی امان محتاج مهر توست.

نمیدانی چه غمگین رهسپار لحظه های بی قرارم

من به دنبال تو همچون کودکی هستم.***

 

دلتنگی همیشه از ندیدن نیست

لحظه های دیدار با همه زیبائی گاه پر از دلتنگیست که

مبادا دیدار شیرین امروز خبر تلخ فردا باشد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم اسفند 1389ساعت 11:30 قبل از ظهر  توسط نیما.ش/خ  | 

تو این دنیا یه آدم هست که دنیاشو تو میبینه ...

 

تو نزدیکی که ماهیا .. به سمت خونه برگشتن

به عشقت راه دریا رو .. بازم وارونه برگشتن

تو این دنیا یه آدم هست که دنیاشو تو میبینه

کسی که پای هفت سینت یه عمره سیب میچینه

کناره سبزه و سکه کنار آب و آیینه

تموم لحظه های شب سکوتت هفتمین سینه

تو هم درگیر تشویشی مثل حالی که من دارم

برای دیدنت امشب تمام سالو بیدارم

هوای خونه برگشته تمام جاده بارونه

یه حسی تو دلم میگه تو نزدیکی به این خونه

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم اسفند 1389ساعت 10:16 قبل از ظهر  توسط نیما.ش/خ  | 

بیـا عـاشق شـو

بیـا عـاشق شـو

 

عشق، تصمیم قشنگی ست

بیـا عـاشق شـو

نه اگر قلب تو سنگی ست

بیـا عـاشق شـو

آسمان زیر پروبال نگاهت آبی ست

شوق پرواز تو رنگی ست

بیـا عـاشق شـو

ناگهان حادثه ی عشق، خطر کن، بشتاب

خوب من، این چه درنگی ست

بیـا عـاشق شـو

با دل موش، محال است که عاشق گردی

عشق، تصمیم پلنگی ست

بیـا عـاشق شـو

تیز هوشان جهان، بر سر کار عشقند

عشق، رندی است، زرنگی ست

بیـا عـاشق شـو

کاش در محضر دل بودی و میدیدی تو

بر سر عشق، چه جنگی ست!

بیـا عـاشق شـو

 

می رسی با قدم عشق به منزل، آری...

عشق، رهوار خدنگی ست،

بیـا عـاشق شـو

باز گفتی تو که فردا!!! به خدا فردا نیست

زندگی، فرصت تنگی ست،

بیـا عـاشق شـو

کار خیر است، تأمل به خدا جایز نیست!

عشق، تصمیم قشنگی ست

بیـا عـاشق شـو

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم اسفند 1389ساعت 7:9 بعد از ظهر  توسط نیما.ش/خ  | 

عشق چیست؟

عشق چیست؟

شاگردی از استادش پرسید:” عشق چست؟”

استاد در جواب گفت:”به گندم زار برو و پر خوشه ترین

شاخه را بیاور. اما در هنگام عبور از گندم زار، به یاد داشته

باش که نمی توانی به عقب برگردی تا خوشه ای بچینی!

شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدتی طولانی برگشت.

استاد پرسید: “چه آوردی؟”

و شاگرد با حسرت جواب داد:

“هیچ! هر چه جلو میرفتم، خوشه های پر پشت تر میدیدم و به

امید پیدا کردن پرپشت ترین، تا انتهای گندم زار رفتم .”

استاد گفت: “عشق یعنی همین!”

شاگرد پرسید: “پس ازدواج چیست؟”

استاد به سخن آمد که:” به جنگل برو و بلندترین درخت را بیاور.

اما به یاد داشته باش که باز هم نمی توانی به عقب برگردی!”

شاگرد رفت و پس از مدت کوتاهی با درختی برگشت.

استاد پرسید که شاگرد را چه شد و او در جواب گفت:

“به جنگل رفتم و اولین درخت بلندی را که دیدم، انتخاب کردم.

ترسیدم که اگر جلو بروم، باز هم دست خالی برگردم.”

استاد باز گفت: “ازدواج هم یعنی همین!!”

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم اسفند 1389ساعت 4:7 بعد از ظهر  توسط نیما.ش/خ  | 

اگه مُردم تو بدون …

 

اگه مُردم تو بدون …

یک دفعه مثل یک آهو توی صحراها دویدی ، بسکی چشم تو قشنگ بود گله‌ی‌ گرگ را ندیدی ، دل نبود توی دلم تو را گرگ ها نبینن، اونا با دندون تیز به کمین تو نشینن ، الهی من فدای تو ، چی کار کنم برای تو، اگه تو این بیابونا خاری بره‌ به پای تو …

من‌تموم غصه‌هام قصه توست‌…

یک دفعه مثل پرنده ، قفس‌عشق ‌را شکستی ‌، ‌پر زدی ‌تو آسمونا‌ رفتی ‌اون دورا ‌نشستی‌ ، دل ‌نبود توی ‌دلم‌، گم نشی ‌تو‌ کوچه ‌باغ‌ها، غروب‌ها ‌که ‌تاریکه ‌نریزن‌ سرت ‌کلاغ‌ها ، نخوره ‌سنگی ‌به‌ بالت‌ ، پرت ‌نشه ‌فکر ‌و خیالت…

من‌تموم غصه‌هام قصه توست‌…

یک ‌دفعه‌ مثل یک‌ گل ‌رفتی ‌تو دست ‌خزون ،‌سیل ‌بارون ‌و تگرگ ‌‌می‌یومد ‌از آسمون ، بردمت ‌تو گلخونه ‌، که نریزه تو سرت، که یه‌ وقت خیس نشه یخ کنه بال و پرت، نشکنی زیر تگرگ ، نریزه‌ از تو یک برگ…

من‌تموم غصه‌هام قصه توست‌…

یک دفعه مثل شمع داشتی خاموش می‌شدی، اگه پروانه نبود تو فراموش می‌شدی ، آره پروانه‌ شدم که پرام سوخته شه، تا آتیش دل تو به دلم دوخته شه ، که بسوزه پر و بالم ، که راحت بشه فکر و خیالم دارم.

من‌تموم غصه‌هام قصه توست‌…

دارم از تو می‌نویسم ، تو که غم داره نگات ، اگه دوست ‌داشتی بگو تا بازم بگم برات ،اینقدر میگم تا خسته شم ، با عشق تو شکسته شم…

با تو چه زندگی هایی که تو رویاهام نداشتم

تک و تنها بودم اما تو را تنها نمی‌ذاشتم

چه سفرها با تو کردم، چه سفرها تو را بردم

دم مرگ رسیدم اما به هوای تو نمردم

دارم از تو می‌نویسم

که نگی دوست ‌ندارم، از تو که بایک نگاهت زیر و رو شد روزگارم

دارم از تو می‌نویسم

دارم از تو می‌نویسم

دارم از تو می‌نویسم

موقع نوشتن و وقت اسم گذاشتن، کسی را جزء تو را نداشتم ، اسمی جزء تو نمی‌ذاشتم …

من‌تموم غصه‌هام قصه توست‌… اگه غمگینه ‌اون ازغصه‌ی توست…

حتی من تو را به آرزوهات می‌رسوندم، می‌رسیدی تو من اما آرزو به دل می‌موندم

هی می‌خواستم که بگم که بدونی حالم را اما ترس و دلهره خط می‌زد خیالما

توی گفتن و نگفتن از چه روزهایی گذشتم،

اینقدر رفتم ورفتم

اینقدر رفتم ورفتم

که هنوزم برنگشتم

هر چی شعر عاشقو نست من برای تو نوشتم

به جهنم سوختم اما می‌نوشتم تو بهشتم

اگه عاشقونه گفتم عشق تو با عث شه …

اگه مردم تو بدون چه کسی باعث‌شه …

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم اسفند 1389ساعت 4:1 بعد از ظهر  توسط نیما.ش/خ  | 

مال خودمي حتي اگه كنارم نباشي

مال خودمي حتي اگه كنارم نباشي

 

می دونم نمی شه اما کاش می موندی نازنین!

نگاه کن توی چشامو التماسم رو ببین

عشق اون لحظه رو دارم که کنارم می شینی

کاشکی توی زندگیت رنگ عذابو نبینی

نگاه کن زندگیمو ببین رسیدم به کجا؟!

که واسه داشتن تو شبا می شینم به دعا

نیمه ی گمشدمی کاشکی کنارم بمونی

خودتو عذاب نده می فهممت، نمی تونی!

پیدا کردم تو رو اما از کجا؟؟؟ نمی دونم!

من می خوام بمونی اما تو میگی نمی تونم!

 

تو رو پیدا کردم از تو رؤیاهام اما چه دیر!

خدا جون امیدمو از دل عاشقم نگیر

تو رسیدی و شدی تموم آرزوی من

تو شدی دلیل زندگی و جستجوی من

حالا که می بینی عاشقت شدم می خوای بری

می گی تو دنیای من خیلی باشی یه عابری

عشق تو حک شده رو قلب من اما تو برو

همیشه مال منی بدون که دارمت تو رو

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم اسفند 1389ساعت 3:45 بعد از ظهر  توسط نیما.ش/خ  | 

هر لحظه بي عشق

هر لحظه بي عشق
 
الو سلام منزل خداست؟
اين منم مزاحمي که آشناست.
هزار دفعه اين شماره را دلم گرفته است
ولي هنوز پشت خط در انتظار يک صداست.
شما که گفته ايد پاسخ سلام واجب است
به ما که مي رسد، حساب بنده هايتان جداست؟

     ..........................................................

 
الو دوباره قطع و وصل تلفنم شروع شد.
خرابي از دل من است يا که عيب سيم هاست؟
چرا صدايتان نمي رسد کمي بلند ترصداي من چطور؟
خوب و صاف و واضح و رساست؟
اگر اجازه مي دهي برايت درد دل کنم،
شنيده ام که گريه بر تمام دردها شفاست.
دل مرا بخوان به سوي خود تا که سبک شوم
پناهگاه اين دل شکسته خانه ي شماست.
الو، مرا ببخش، باز هم مزاحمت شدم
دوباره زنگ مي زنم،
دوباره... تا خدا خداست
دوباره ... تا خدا خداست
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم اسفند 1389ساعت 3:39 بعد از ظهر  توسط نیما.ش/خ  | 

دیوار نوشته ی یک زندانی

 
 
 
 
انگار پای ثانیه ها لنگ می شود

 وقتی دلی برای دلی تنگ می شود!...

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم اسفند 1389ساعت 3:26 بعد از ظهر  توسط نیما.ش/خ  | 

صدای فاصله ها

فکر کن که چه تنهاست
 اگر که ماهي کوچک,دچار آبي درياي بيکران باشد.

 


 -چه فکر نازک غمناکي! -و غم تبسم پوشيده نگاه حيات است. و غم اشاره محوي به رد وحدت اشياست.
 -خوشا به حال گياهان که عاشق نورند و دست منبسط نور روي شانه آنهاست.

-نه,وصل ممکن نيست هميشه فاصله اي هست. . . .


 و عشق صداي فاصله هاست. صداي فاصله هايي که غرق ابهامند. -نه, صداي فاصله هايي که مثل نقره تميزند و با شنيدن يک هيچ ميشوند کدر. هميشه عاشق تنهاست. و دست عاشق در دست ترد ثانيه هاست

!

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم اسفند 1389ساعت 3:19 بعد از ظهر  توسط نیما.ش/خ  | 

حذر از عشق ندانم.

 

 با اینکه بارها طعم تلخ جدایی رو حس کردم اما باز هم " حذر از عشق ندانم".

 به قول مارتین لوتر کینگ“Only  love can do that”

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم اسفند 1389ساعت 2:52 بعد از ظهر  توسط نیما.ش/خ  | 

اي كاش بودي... .

اي كاش بودي... .

اومدم واست بنویسم اما نمی دونم از چی بگم چون به قدری حرف واسه گفتن دارم که نمی دونم از کجا شروع کنم

آهان میخوای از اینجا شروع کنم که این روزا هر کی به من میرسه فقط دوست داره  با کنایه حرفاشو بزنه به من

هر کی میخواد 1 جوری  تهه  دلمو خالی کنه

یکی دیگه هم از 1 طرف میاد و ................

خسته شدم  می فهمی ؟؟؟؟  تازه توی زندگیم خیلی چیزارو داشتم می فهمیدم  که تو ...........

کاش می فهمیدی که ............

کاش همه ی حرفات راست بود  وقتی حرف از کسی دیگه می زدی تا الان این همه از نبودت احساس تنهای نمی کردم

این بار همه چیز و گزاشتم پای خودت

بودن یا نبودن

با خودت ، با خودت  

هر کاری که باید  انجام می دادم رو انجام دادم

هر چی  رو هم که باید می گفتم با صداقت گفتم بهت

حالا خودت موندی و همه ی این حرفام 

نگران چیزایی هم که از من میخواستی نباش  چون زیر حرفم نمی زنم چه باشی چه نباشی

کاش همه چیز برمیگشت.کاش مثل قدیم بودی...

کاش بودیو اشکامو باک میکردی

دلم برات خیلی بی تابه...

کاش بودی....

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم اسفند 1389ساعت 2:12 بعد از ظهر  توسط نیما.ش/خ  |